در دنیا کم نیستند هموطنانی که بنابه دلایل مختلفاز کشور مهاجرت کردهاند و با سکونت در کشور یبیگانه، با سعی و تلاش خود به موفقیت علمی،اقتصادی، تحصیلی و ورزشی مختلفی رسیدهاند.شاید شما هم گاه وبیگاه با نام و نشانی از اینهموطنان در برنامههای تلویزیونی، روزنامهها،خبرگزاریها... مواجه میشوید. هر چه باشد بایداطمینان داشت که
فهرست ایرانیان موفق هیچوقت تمامیندارد .اما آنچه که به بعضی از اینچهرهها اهمیت میدهد آن است که برخی ازآنها علیرغم موقعیت مالی و اجتماعی خوبی کهدر کشورهای دیگر دارند، هنوز ریشههای خود رابا کشور وسرزمین مادری حفظ کردهاند و با علاقهبه این آب و خاک در تلاش هستند تا قدمی مثبتبرای این کشور بردارند.
(پیمان ابدی) یکی از همان ایرانیهای جوانیاست که در موردش صحبت خواهیم کردی. اوعضو تیم (اکشن کانسرت) یکی از چهار تیم مهمبدلکاری درشهر (کلن) آلمان است.
اگر زبان آلمانی بدانید حتما نام او را در عنوانبندی سریال (هشدار برای کبری 11)، پلیساتوبان و پلیس موتور سوار دیدهاید. او سی و سهساله است و علیرغم سالها دوری از ایرانفارسی را به خوبی حرف میزند و البته بهزبانهای آلمانی، ایتالیایی، اسپانیایی و انگلیسینیز تسلط دارد. او بیش از بیست سال است که درشهر کلن زندگی و تحصیل میکند. در این شهر دررشته روانشناسی ورزش تحصیل کرده است. اینرشته یکی از بخشهای روانشناسی میباشد کهسرو کار آن با ورزش کارانی است که به دلیلوقوع اتفاقهای ناخوشآیند از ورزشمیترسند. (ابدی) تحصیل در این رشته را تامقطع دکترا ادامه داده و تحصیلات او به همین جاختم نمیشود. تحصیل درزمینه سینما و کارگردانیهم بخش دیگری از فعالیت اوست تا این جوانایرانی بتواند درخلق و طراحی صحنههایهیجانانگیز مهارت خود را نشان دهد. (ابدی)چند ماهی در ایران خواهد ماند و امیدوار استبتواند در این مدت کلاسهایی را برای آموزشبدلکاری در ایران دایر کند. مسالهای که سینمایایران شدیدا به آن نیازمند است. گفت وگوی ما رابا او بخوانید.
خانواده سبز: شما هم از آن جوانهایی بودید کهاز کودکی به سینما علاقه داشتید؟
ابدی: نه زمانی که دانشآموز بودم علاقه زیادیبه ورزش اسکی داشتم. در همان زمان برای ادامهتحصیل به آلمان رفتم. آنجا زمینه ادامه رشتهاسکی فراهم نبود و من رشته ورزشی شیرجه راانتخاب کردم.
خانواده سبز: بعد چطور سر از حرفه پرمخاطرهبدلکاری درآورید؟
ابدی: در سال 1998 در دانشگاه با یک دعوتاز سوی یک گروه بدلکار مواجه شدم تا یکصحنه بدلکاری را اجرا کنم. پلی در شهر کلنوجود دارد که حدود 21 متر ارتفاع دارد وعمقآب چهارونیم متر است و جریان آب در آنرودخانه خیلی سریع است. در صحنهای از یکفیلم خانمی که روی این پل بازی داشت لیزمیخورد و پایین میافتد. بعد از اجرای موفقاین صحنه با دعوتهای مختلف گروه بدلکاریبرای اجرای این صحنهها مواجه شدم و مدتیبعد هم عضو ثابت تیم آنها شدم.
خانواده سبز: در آن زمان چند ساله بودید؟
ابدی: 25 سالم بود.
خانواده سبز: شاید برای بسیاری از خوانندگان مااین سوال پیش بیاید که هزینه تصادفاتومبیلهای سریال هایی مانند (هشدار برایکبری 11) چگونه پرداخت میشود؟
ابدی: این ماشینها از طرف اسپانسر سریال به ماداده میشود. در آلمان تلویزیون ابزار مهمیبرای تبلیغ است ما ماشینها را مجانی میگیریم والبته همه آنها نو است. معمولا سه ماشین به مامیدهند که یکی مال هنرپیشه اصلی است. یکیبرای کارکرد ن وانجام عملیات بدلکاری و یکماشین هم برای موارد پیشبینی نشده در اختیارما قرار میگیرد.
خانواده سبز: آنها برای استفاده از این اتومبیلهاشرایط خاصی دارند؟
ابدی: بله برای آنها مهم این است که وسیلهای کهدر اختیار ما قرار میدهند، در هیچ زمانی منفینشان داده نشود. اگر قرار است ترمز ماشین نگیردباید حتما نشان داده شود که کسی ترمز آن رادستکاری کرده است.
خانواده سبز: برای انجام کار بدلکاری داشتنانگیزه مهمتر است یا چیزهای دیگر؟
ابدی: رعایت مسائل ایمنی از داشتن انگیزه بسیارمهمتر است. یکی از دورههایی که ما میبینیم،دروه سه ماهه آتشنشانی است که ما را برایمقابله با خطرها آماده میکند.
خانواده سبز: کار شما چقدر پرمخاطره است؟
ابدی: من در شیرجه دچار آسیب شده بودم امادر این رشته بدترین اتفاقی که برای من افتاد اینبود که در یک صحنه رانندگی یک ماشین باسرعت 110 کیلومتر بدون ترمز به ما برخورد کردو این مساله باعث شد که همکارم یک چشمش رااز دست بدهد و من هم میلهای از پشت به کمرمرفت و از جلو سینهام درآمد. اگر کمی آنطرفتر وارد میشد به قلبم خورده بود و من حالابه جای اینکه مقابل شما بنشینم و به سوالهای شماجواب بدهم جای دیگری بودم. اما در مورددرصد حوادث با اطمینان میگویم که اگر شما بهیک رستوارن در یک جای از دنیا بروید وغذابخورید، اگر احتمال مسمومیت شما سیدرصدباشد، امکان حادثه دیدن در کار ما با توجه بهمحاسباتی که انجام میشود بسیار کمتر است.
خانواده سبز: درکار شما چه تقسیم بندی خاصیوجود دارد؟مثلا آیا بعضی از شما در پرش ازارتفاع، موتور سواری و ... نسبت به دیگرانتوانایی بیشتری دارید یا همه شما بر اجرای تمامیعملیاتها تسلط دارید؟
ابدی: دراین رشته افرادی (سر بدلکار) میشوندکه در همه رشتهها تجربه بالایی کسب کرده باشند.مطمئنا ما د ر همه کارها حرفهای نیستیم، اما بهدلیل دورههای آموزشی فشرده و امکاناتخاصی که دراختیار ما قرار میگیرد،
تواناییهایبیشتری نسبت به یک بدلکار معمولی کسبمیکنیم. البته بسته به نوع صحنهای که قرار استفیلم برداری شود همیشه فرد مشخص میآید ومثلا صحنه موتور سواری یا ماشین سواری را اجرامیکند. اما همزمان ما هم تمرین میکنیم تادرصورت عدم آمادگی یا بروز مشکل پیشبینینشده، کار متوقف نشود.
خانواده سبز: تخصص شما در چه زمینهای است؟
ابدی: در ماشین سواری و پرش از ارتفاع،توانایی و مهارت بیشتری دارم.
خانواده سبز: قبل از مصاحبه اشاره کردید کهفعالیت شما در قالب یک تیم است. این تیم چندنفره است و چه تقسیم کاری در آن وجود دارد؟
ابدی: در بخش اکشن تیم ما حدودا دوازده نفراست که سه نفر از آنها سرپرست و سه نفر همبدلکار است. تا چهار ماه پیش من بدلکار بودم و ازآن موقع که توانستم رکورد جهانی را بشکنم به سربدلکار تبدیل شدم.
خانواده سبز: این رکورد کجا شکسته شد؟
ابدی: در صحنهای از یک فیلم سینمایی، صحنهکتککاری و تیراندازی بود که در آن شخصیتمافیایی از طبقه هفتم به پایین پرت میشد. قرارنبود من صحنه بدلکاری را اجرا کنم. من فقطسرپرست بودم. اما به دلیل بارندگی و شرایط بهجوی، بر خلاف روال به جای استفاده ازتشکهای حاوی کیسه هوا، باید از جعبههایخالی مقوایی استفاده میکردیم، از تعدادجعبههای زیادی که باید استفاده میکردیم بهدلیل بارندگی فقط 100 جعبه قابل استفاده بودوباید بر روی یک مساحت یک مترو شصت در دومتر و چهل میپریدم. از آن، بالا کل مساحتمحل پرش فقط اندازه یک قوطی کبریت دیدهمیشد. هیچ کس حاضر نبود این کار را انجامدهد. من این کار را کردم. چند روز بعد از آنکتاب رکوردهای گنیس که در انگلستان منتشرمیشود به من زنگ زدند و گفتند که اگر این کار رادوباره انجام دهم نام من در کتاب مذکور اینرکورد ثبت خواهد شد. در یازده سپتامبر امسالدر شهر فرانکفورت در حضور نهصد نفر از یکارتفاع 22 متری پریدم و درهمان مسیر پرش سهبار پشتک زدم و در روی 244 جعبه خالی فرودآمدم.
خانواده سبز: اگر احتمالا شما و یا یکی ازهمکارانتان در این حرفه آسیب ببیند چهحمایتهایی از شما میشود؟
ابدی: من در رشته شنا، شیرجه رو هستم و تاکنوندر هفده مسابقه بینالمللی در آلمان و خارج ازآلمان شرکت کردهام. به همین دلیل بیمه من بایک بدلکار عادی تفاوت دارد. به عنوان نمونه هریک از پاهای من صد هزار یورو بیمه شده است ودر صورت بروز حادثه این مبلغ به من دادهمیشود.
خانواده سبز: با کلمه ریسک در حرفهتان چقدرآشنایی دارید؟
ابدی: ریسک بستگی به این مساله دارد که چقدرروی کاری که میخواهیم انجام بدهیم تمرکزداشته باشیم. اگر بدانیم که یک روزی خسته هستیمبه هیچ عنوان کار نخواهیم کرد. چون اگر منصدمه ببینم این صدمه غیر قابل جبران خواهدبود.
خانواده سبز: در چه صحنههایی تمرکز بیشترینیاز است؟
ابدی: معمولا در صحنههای اتومبیل سواریعلاوه بر بدلکار چند نفر دیگر هم تمرین میکنند تااگر یکی نتوانست دیگران بتوانند انجام دهند.برای مثال یک بار قرار بود من از شیشه یکساختمان که در آن انفجاری رخ داده بود بهبیرون پرت شوم که تمرکزم را از دست دادم.
خانواده سبز: اشاره کردی که در قالب یک تیمعمل میکنید. این تیم چه فعالیتهایی میکند؟
ابدی: ما ماشینی که قرار است با آن تصادف کنیمرا خودمان تحویل میگیریم و خودمان هم تعمیرمیکنیم.
خانواده سبز: در کار شما محاسبات ریاضی وفیزیکی هم نقش عمدهای دارد؟
ابدی: 65 درصد محاسبه ریاضی است و 20درصد آن نیز به مسائل فیزیکی مربوط است. البتهشخصا معتقدم باید 80 درصد از مغز استفاده کنیمو 20 درصد از بدن.
خانواده سبز: در ایران متاسفانه برای این بخش ازکار هزینه زیادی پرداخت نمیشود. در آلماناوضاع چطور است؟
ابدی: مجموعا، حدود 25 درصد از بودجه کاربرای صحنههای ویژه در نظر گرفته میشود.
خانواده سبز: در این سریالها از جلوههای ویژهرایانهای هم استفاده میشود؟
ابدی: بله، اما جلوههای ویژه میدانی همیشهطبیعیتر و برای بیننده هم قابل باور است، اماکارگردان همیشه مساله مالی را هم باید در نظربگیرید و بر اساس آن این صحنهها را طراحی کند.اگر بودجه تولید زیاد نباشد، به ناچار بخشی از کاربه صورت رایانهای انجام خواهد شد.
خانواده سبز: صحنههای اکشن را هم همانکارگردانی میسازد که صحنههای عاطفی راکارگردانی میکند؟
ابدی: نه، صحنههای معمولی را کارگردانیخاصی میگیرد و صحنههای اکشن را یک نفردیگر، جالب است بدانید که این سریالهامحصول یک شبکه خصوصی است. این شبکهتولیداتش را به شبکه آر.تی.ال میفروشد. ما همیک شرکت خصوصی هستیم. این سریالها درمرحله تولید به شبکههای مختلف ارائه میشوند وهر شبکهای که تمایل به خرید داشته باشد آن رامیخرد.
خانواده سبز: چه مدت زمانی صرف ساخت هرقسمت از این سریالها میشود؟
ابدی: ساخت هر قسمت از این سریالها سه ماهطول میکشد. صحنههای اکشن معمولا سه قسمتاست که بین دو تا چهار روز طول میکشد. ما ازدوشنبه تا جمعه آماده میکنیم و شنبه و یکشنبهکار میکنیم. چون این روزها اتوبانها خلوتتراست. گاه آسیبدیدگی هم پیش میآید که سببطولانیتر شدن کار میشود.
بخش اکشن و درام هم همه چیزش با گروه درامفرق میکند. تنها نقطه اشتراک ما فقط گروهفیلمبرداری است. البته دوربینها هم فرقمیکند. زیرا دوربینهای ما دوربین فیلمبرداریاست اما دوربین بخشهای عادی دی وی کماست. برای تصویربرداری از سریال کبریحداقل از 5 دوربین استفاده میکنیم.
منبع: مجله خانواده سبز ksabz.net
سیروس گرجستانی، سی و پنج سال است که به عنوان بازیگر در عرصه هنرهای نمایشی فعالیت می کند. وقتی موضوع مصاحبه را با او در میان گذاشتیم، پاسخ داد: راجع به طهران قدیم باید از افراد سن و سال دار بپرسید نه از امثال ما که چندان فرهنگ تهران قدیم را نمی شناسیم
(محمدرضا فروتن) از آن بچههای فیلمهایکیمیایی محسوب میشود که بعد از(بهروزوثوقی) و(فریبرز عربنیا) قابلیت سوپراستارشدن را به نمایش گذاشت و اتفاقا به این مهم همدست یافت تا روی قله شهرت و معروفیت بنشیند،کاری که وثوقی هم در انجام آن موفق بود.
خانواده سبز: و بهترین کارگردانی که با او کارکردهای؟
خانواده سبز: ازدواج چقدر در زندگی شما تاثیرگذاشت؟
مى گوید عددش هشت است اما معمولاً همه چیز زندگى اش روى چهار جفت وجور مى شود. آن اصطلاح چهار عمل اصلى هم که معمولاً درباره کارهایش به کار مى برد، از همین قضیه مى آید. او سال قبل با چهار عمل اصلى دومش توانست طبقه سینمایى خود را عوض کند و با سیمرغ بلورین جشنواره بیست ودوم، پا به دوره تازه اى بگذارد. دوره اى که با یک سال کار مداوم، حالا محصولاتى چون «رستگارى در هشت و بیست دقیقه»، «ته دنیا»، «ازدواج صورتى»، «گیلانه» و «حکم» را دارد. بهرام رادان این روزها دیگر یک ستاره تمام عیار اما دور از حاشیه هاى معمول این گروه است. وقتى در آخرین روزهاى دى ماه براى انجام این گفت وگو به خانه اش در یکى از محله هاى شمال شهر تهران مى روم، به قول خودش یک دوره سه ماهه استراحت را آغاز کرده تا بتواند نتیجه این یک سال فعالیت مداوم را ارزیابى کند و براى سال بعد تصمیم بگیرد. صحبتم با او شاید همین ویژگى را داشته باشد؛ بررسى کارنامه یک سال اخیر رادان و نتیجه گیرى درباره جایگاهى که او اکنون در این سینما براى خودش دست و پا کرده است. در و دیوار خانه شخصى بهرام رادان، پر از نمادها و المان هایى است که مى توان او را بیشتر شناخت. یک عکس قدى جیمز دین پشت در ورودى، پرتره حالا دیگر آشنایى از چه گوارا روى دیوار اتاق پذیرایى، تابلوى هجوگونه «فرشتگان» میکل آنژ روى دیوارى دیگر و یک دیوارکوب ژاپنى واضح تر از همه اینها که به چهار بخش تقسیم شده است؛ این هم یک چهار دیگر. پاسخ پرسشم از او درباره نوشته هاى ژاپنى، چهار کلمه ساده به عنوان شعار اصلى سامورایى هاست: صداقت، زیبایى، آزادى و عشق.
بعد از «گیلانه» با فاصله ده پانزده روز، سر فیلمبردارى «حکم» رفتم. دومین کار پیاپى با مسعود کیمیایى و البته خسرو شکیبایى و عزت الله انتظامى. فیلمى پر از افتخار، یک کار هیجان انگیز و یک فستیوال بازیگرى. فیلمى که پس از این همه سال شبیه ترین فیلم به آن چیزى است که کیمیایى قصد ساختنش را داشته؛ به دور از فشار تهیه کننده یا هر عامل بیرونى دیگرى. براى همین به نظرم حکم فیلمى از مسعود کیمیایى است با همه مختصات آن و همان چیزى شده که او مى خواست. سهند هم به نوعى ادامه آصف «سربازهاى جمعه» است؛ با این تفاوت که اگر در سربازها، آصف ارتباط دهنده دو داستان مجزا بود و تا پایان هم چیزى از خودش نمى فهمیدیم، اینجا از گذشته سهند خیلى چیزها مى فهمیم اما به هرحال در «حکم» هم سهند بیشتر یک همراه است تا محور و من سعى کردم همین خصوصیت را در بازى ام حفظ کنم. کارم در «سربازهاى جمعه» را خیلى ها دوست داشتند و خیلى ها نه و دلیلشان هم این بود که من کار خاصى انجام نمى دادم در حالیکه من در «سربازهاى جمعه» اصولاً نباید بازى خاصى مى کردم و چون محور نبودم، فقط باید حضور مى داشتم. در «حکم» هم همین اتفاق افتاد، باز نفس حضور مطرح بود و همین باعث مى شود که کاراکتر سهند را ادامه اى بر نقش آصف بدانم.
نام اصلی: محمدرضا